حاج ملا هادي السبزواري
127
شرح مثنوى
قالب از ما هست شد : چه آن چه در قالب مىشود ، افعال قواست و قوا همه اظلال نفس و روحند كه روح كه خداى قالبهاست و مراتب دارد و مرتبه اى از او فاعل بالطبع است كه افعال طبيعيه از او به ظهور مىرسد مثل جذب و هضم و مانند اينها از تحريكات طبيعيه ، و در مرتبه اى فاعل بالقصد است مثل كتابت و تجارت و نحو اينها و در مرتبه اى فاعل بالتجلى و بالعناية است مثل فاعليت معقولات حقيقية . اين است كه ارسطاطاليس گويد كه بدن در نفس ناطقه است نه نفس ناطقه در بدن . پس بدن و قوى همه قيام صدورى دارند به نفس ناطقه مثل قيام سايه به شاخص ، بلكه قالب طبيعى و قالب مثالى چون كلوخىاند در آفتاب عالمتاب نفس ناطقه ، بلكه همهء صور حسيه و مثاليهء نفس در جنب معنى روح و ذات و باطن ذات او چون حلقه ايست در بيابان بىكرانى . و در بعضى نسخ اين دو بيت در اول مثنوى است . ( ( 1821 ) ) بهر اين فرمود رحمان اى پسر * كل يوم هو فى شأن اى پسر ن 89 21 - ك 38 5 كل يوم هو فى شأن اى پسر : بعد از رعايت معنى ظاهر تنزيل مىگوييم كه به حسب تأويل جزيى از اجزاء زمان كه مجلاى تجلى شد و گذشت يومى است امس ، و جزء حاضر كه حال عرفى است يومى است حاضر به اعتبار مجلويت ، و جزء آينده يومى غد و به اعتبار آنِ سيّال جميع ايّام آنِ واحد است كَلَمحِ البَصَرِ . امروز و پريرو دى و فردا هر چار يكى شوند تو فرد آ ( ( 1822 ) ) اندر اين ره مىخروش و مىخراش * تا دم آخر دمى فارغ مباش ن 90 1 - ك 38 6 مىخروش و مىخراش : جناس شبه اشتقاق است . و « مىتراش » غلط است . ( ( 1826 ) ) طوطى مرده چنان پرواز كرد * كآفتاب شرق ترك تاز كرد ن 90 6 - ك 38 9 ترك تاز : در نسخ بسيار ، « تركى تاز » ديدم . « يا » زياد است . و به معنى تاخت آوردن است بىخبر و به تعجيل . سنايى فرمايد : ترك تازى كنيم و بر شكنيم نفس زنگى مزاج را بازار ( ( 1835 ) ) هر كه داد او حسن خود را در مزاد * صد قضاى بد سوى او رو نهاد ن 90 15 - ك 38 14 مزاد : به زاى معجمه ، نوعى از بازى . فارسى . ( ( 1841 ) ) نوح و موسى را نه دريا يار شد ؟ * نه بر اعلاشان به كين قهار شد ن 90 21 - ك 38 17 نوح . . . : اين ابيات استفهام انكارى است . ( ( 1856 ) ) آتشش پنهان و ذوقش آشكار * دود او ظاهر شود پايان كار ن 91 16 - ك 38 30 آتشش پنهان : حق تعالى فرموده است : * ( « إِنَّ اَلَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ اَلْيَتامى ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي ) *